عاشقونه های منو همسرم

"تقدیم به عزیزتر از جونم"

امروز همسری رو خیلی ناراحت کردم! البته حقش بود! همیشه حرفاشو یادش میره بعدم میگه من نگفتم! البته صب از یه جای دیگم ناراحت بودم! طفلی همسری

ببخشید عادلی جونم ناهارت نباشی دیگه خب؟ آفرین خوجمل من قوبونت بشم الهی چه خوشکلی چه ماهی کله ی گنده داری چشم قلمبه داری!

عادلی تولو خدا منو ببل پیاده لوی،جديدترين خدمات وبلاگ نويسان  ..منبع كامل عكسهاي كارتوني و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/ حوصلم سر میره تو خونه وختی نیستی خو من دوناه دالم بوخودا جديدترين خدمات وبلاگ نويسان  ..منبع كامل عكسهاي كارتوني و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/ بعدشم بهم قول بده واسم یه جین لاک بخلی خوب؟ جديدترين خدمات وبلاگ نويسان  ..منبع كامل عكسهاي كارتوني و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/ 

خیلی خیلی دوست دارم عادلی جونم جديدترين خدمات وبلاگ نويسان  ..منبع كامل عكسهاي كارتوني و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/ دوست دالم هزاررررررررررررررررررررررر تا جديدترين خدمات وبلاگ نويسان  ..منبع كامل عكسهاي كارتوني و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/

این گل خوشملم تقدیم به عزیزتر از جونم:

جديدترين خدمات وبلاگ نويسان  ..منبع كامل عكسهاي كارتوني و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/


+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم دی 1393 ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط منو همسرم |

ماجراهای منو همسری

 

اوووووووووووووووه بعد از چند وقت اومدم خونه مجازیمون!

 باز این پپروی ما شیفته!  هی میرن اونجا کلی سرباز دور هم میشن

 که مثلا از مرز و بوم دفاع کنن!

اونم چه دفاعی!  همش الکیه!

میرن اونجا هیچ کاریم ندارن جوک میگن و میخندن 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

همیجام من دق شدم تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدهمش تنها میمونم

حالا منه طفلکی از دیروزه از همسری یه بسته نون تست میخوام دلم کشیده اسنک درس کنم810619_droolsmiley.gif

تازه الان زنگیده که یادم رفت! 19482_eva.gif81872_ghayem.gif حالا من چیکار کنم به نظرت؟

دلم میخواد یه زور بازویی بهت نشون بدم که... 

ولی دلم نمیاد خب4299_girl_wink.gif ولی شایدم دلم اومد

دیروز مهمون داشتیمو همسری خیلی کمکم کرددستش درد نکنه فداش شم"

آخر شبم که مهمونا رفتن خیلی خسته و عصبی بودم هی دلداریم داد عشقم

بالاخره خوابیدم ولی صبح دلم نمیخواست پاشم هنوز خوابم میومد!

 ولی مجبور شدم از رختخواب دل بکنم و برم سرکار

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

از صبحم که بیدار شدم یه موضوع ذهنمو مشغول کرده! یه چیزی توی سرویس بهداشتیمون جابجا شده بود! نه من رفته بودم نه همسری!   نمیدونم کی اونجا بوده!  

شاید ارواح خبیث یا اجنه بودن!

خب دیگه من برم بازم میام و خاطرات روزمره رو مینویسم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 " دوست دارم همسری"

بای تا های"


برچسب‌ها: ماجراهای منو همسری


+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1392 ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط منو همسرم |

پیانو آنلاین

document.write ('
');


+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1392 ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط منو همسرم |

شانه هایت ...

 

سر بروی شانه های مهربانت میگذارم

عقده ی دل میگشایم

گریه ی بی اختیارم

از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ساعت 8:55 قبل از ظهر توسط منو همسرم |

"برای اونکه عاشقشم"

سلام به همه "

خوش اومدین به خونمون

از هرکی میاد خونمون التماس دعا داریم"ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید"

"این ایام رو به همه تسلیت میگیم"

همسر مهربونم عاشقونه میخوامت


ادامه مطلب


+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط منو همسرم |

خواب شیرین"

منو آقام خیلی سختی کشیدیم خیلی"ولی ناشکرنیستیم چون از طرف خدامون بوده و محکممون کرد"

هر وقت ناامید میشدم و روم فشار بود آقام با حرفای آروم کنندش آرومم میکرد و اینقد زیبا از توکل حرف میزد که پرامید میشدم"هر دفعه هم که این اتفاق میفتاد یخوابی میدیدم که واقعا حالو هوام عوض میشد و بزرگیه خدا برام آشکارتر میشد"چون اون خواب ها رو دوس دارم و توی زندگیم خیلی تاثیر داشت اینجا مینویسم تا همیشه جلوی چشمم باشن"


ادامه مطلب


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط منو همسرم |

خاطره سال نو"

سلامممممممم سلام به همه"خوش اومدین

عیدامسال منو عزیزبه آرزومون رسیدیم خدارو شکر خیلی پرخاطره شد واسمون"

۷فروردین مراسم نامزدیمون بودوای که چقد خوب بود"

وای نمیدونید وقتی صدام زدن چادرتو سرت کن بری پیش مهمونا چقد استرس داشتمو خجالت میکشیدمهی میگفتم من نمیام حالم خوب نیستکه عمم و خالم گفتن لوس نشودیگه آماده شو فکرمیکردن الکی میگم که یهو خانواده عزیزاومدن!!دیگه منکه مردم!!!خلاصه با دستو پای لرزون رفتمو خطبه عقد خونده شدوعزیزو رو آوردن داخلشکلکدیگه استرسم ریختو خوشحال شدمbig-animated Smileyرسید به کادوها اومدن باشعر کادوها رو باز کردنمنم که همه رو از قبل دیده بودمولی بازم خیلی خوشحال بودم

بعدش رسیدبه رقصحالا هرچی من میگم نه میگفتن باید برقصیدخلاصه پاشدیمDance شکلک های شباهنگحالا نرقص کی برقص!کلی شاباش جمع کردیمهمه جو گیر شده بودن!!خیلییییییییی خوش گذشت مخصوصا وقت ارگآقایونوم جو گیر شده بودن توی حیاط میرقصیدن Dance Animated and Scraps

خلاصه خیلی خوب بود"

خب من برم ادامه مطلب و یچیز به عزیز بگم :


ادامه مطلب


+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط منو همسرم |

سال نو مبارک"

 
دانلود موزیک تحویل سال نو
سلام بروی ماه خانوم گلم آروم جونم
نفسم یه سال جدید شروع شد اما این یکی برای منو تو تو زندگیمون متفاوته علی الخصوص در مقایسه با دوسال گذشته
مهربونم دلم خیلی برات تنگه انشاالله دوریمون زودتر تموم شه
ازخداممنونم بخاطر لطفش بهمون
این عید و این ایام رو هیچوقت فراموش نمیکنم
کاش بتونیم زود تر پیش هم باشیم
اینو میدونم که دوران سختی و دوری ما به سر رسیده و از الان دیگه به یاری خدا به هم نزدیک تریم تا وقتی که برای همیشه پیش هم باشیم


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط منو همسرم |

لحظه شماری

سلام به عزیزدلم"

میرم ادامه مطلب نفسی اینجوری راحت ترم"


ادامه مطلب


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط منو همسرم |

رهایی از فاصله ها

عزیزجان

         سلام بروی ماهت

                       میبوسم دستات

      بالاخره غصه هامون تموم شد و توکلمون نتیجه داد

اگه بدونی چقد خوشحالم"الان اولین صبح از اولین روزیه که منو تو غصه دوری و دور موندن رو نداریم"                                  

الهی شکرت"میخوام این پست رو خانوم خونه با دستای مهربون و گرم خودش کامل و قشنگ کنه"

بوسم روی دستات عزیزدلم

سلام به روی ماهت عزیزم"

امروز برام بهترین روز بود"هم بخاطر اینکه دوری از عزیزم تموم شدهم اینکه ایمان هردومون خیلی خیلی قوی تر شد"خیلی خوشحالم عزیز"خدارو شکر هزاران بار"

دیشب برای اولین بار پیش آقام بودم بدون استرس"بدون نگرانی"

دیشب وقتی با عزیزم تنها شدیم حرف بزنیم یکاری کرد که تا آخر عمر یادم نمیره پر از احساس و نهایت علاقه شدم بهش وقتی گرمیه بوسه شو روی دستم حس کردم"دوست دارم نفسم"بخاطر همه ی مهربونیات"میوسمت عزیزکم"

از خدای مهربونمون میخوام دوران نامزدیمونو شادترین و بهترین ایام برامون قرار بده وزودتر روز عروسیمون برسه"تا خوشبختیه کامل رو با وجود هم حس کنیم"برات بمیرمو روز به روز بیشتر عاشقت بشم"

دیروز ۱۷/۱۲/۸۹روز لحظه شماری برای تاریخای قشنگ بود اولینشم۱۱/۱/۹۰

"عاشقتم عزیزم"


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ساعت 7:57 قبل از ظهر توسط منو همسرم |